به گزارش خبرگزاری حوزه، از حزن و افسردگی رها شوید؛ کلید در دست شماست! راهکارهای عملی، قدم اول به سوی بهبود.
در معارف دینی برای رهایی از حالات نامساعد روحی و آسیبهای روانشناختی نظیر حزن و افسردگی، در کنار راهکارهای طبّی، شناختی و هیجانی، توصیههای عملی (رفتاری) نیز ارائه شده است. امام علی علیهالسلام فرمودهاند: «اگر بردبار نیستی، وانمود کن که بردباری؛ زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و به زودی یکی از آنان نشود.» رفتارهای ظاهری (ظاهرسازیِ رفتاری) میتواند بر دیگر ابعاد روانشناختی فرد تأثیر بگذارد. علاوه بر این، به نظر میرسد رهایی از اهمالکاری به شدت نیازمند «تحوّل رفتاری و اقدام عملی» است. در ادامه تمریناتی ارائه خواهیم کرد که جنبه رفتاری دارد. اقدام عملی و حرکت هرچند در ابتدا با سختی و کندی صورت گیرد، اما آثار مثبتی بر رهایی از اهمالکاری خواهد داشت.
اگر مانند گذشته عمل کنیم، مانند گذشته نتیجه میگیریم. اگر به دنبال نتیجه متفاوتی هستیم، بایستی به گونه متفاوتی عمل کنیم.
۱. از زیاد فکر کردن اجتناب کنید.
افراد اهمالکار بیش از حدّ، به اهداف و برنامهها میاندیشند و دربارهی آنها بهطور افراطی فکر میکنند. فکر کردن، انرژی زیادی مصرف میکند. در نتیجه، هنگام اقدام عملی، انرژی کافی نداریم. مراقب باشید انرژی شما محدود است؛ پس خودتان را اسیر افکار و تخیّلات نکنید تا از عمل باز بمانید. برای اینکه فکر شما تعدیل شود، بایستی به فکر زیاد برچسب بزنید؛ مثلا بگویید: «فکر زیاد در واقع فکر نیست، نوعی خیالپردازی است»، «فکر زیاد، کار افراد تنبل است.»، «افرادی که حال کار کردن ندارند، زیاد فکر میکنند.»، «فکر زیاد کار افراد اضطرابی است. افراد مضطرب دائم فکر میکنند، چون جرأت و جسارت اقدام را ندارند». پابهپای برنامهریزی، عمل را شروع کنید، کار را ادامه دهید و در حین کار، آن را تکمیل و اصلاح نمایید. اندیشه کنید!
کارهای زمین ماندهی خود را مرور کنید و برخی از آنها را یادداشت نمایید. حال برای تکتک آنها به سؤال زیر پاسخ دهید.
۱.دربارهی این کار و ابعاد آن چقدر اندیشیدهاید؟
۲.چقدر در عمل، آنها را پیش بردهاید؟! (برای هر کدام درصدی مشخص کنید.)
احتمالا شما هم تصدیق میکنید که ایدهپردازی و فکر کردن در این امور، فراتر از عمل به آنها بوده است.
قبل از عمل چارچوب اصلی مسئله را در نظر بگیرید و کارتان را شروع کنید. حواستان باشد، وقتی کار شروع شد، به بهانهی فکر کردن کار را رها نکنید. گاهی اوقات به بهانهی یک شروع باقوتتر یا برنامهریزی برای یک اصلاحات بنیادی، اقدامات عملی را رها کردیم. بسیاری اوقات، این افکار آنقدر زیاد است که در واقع نوعی خیالپردازی است. یکی از دلایل چنین خیالپردازیهایی این است که، گاهی ما حال کار کردن نداریم، اما چون دوری از کار، تنبلی و عقب ماندن کارها، اضطراب ایجاد میکند، برای خاموش کردن شعلهی این اضطراب، فکرمان را مدام درگیر کار میکنیم و دچار خیالپردازی میشویم.
زیاد فکر کردن به کارها، باعث میشود فاصله بین فکر و عمل زیاد شود و این، در عمل کردن خلل ایجاد میکند. به بیان روشنتر، هرچه بیشتر به کارها میاندیشیم، دوست داریم قلههای آرمانیتری برای آنها تصور کنیم. این مسئله، بین وضع موجود، توان ما و افقهای ترسیمشده در ذهن ما فاصله زیادی ایجاد میکند و احساس ناتوانی را تقویت میکند. فردی که مدام به فکر هدفگذاری و برنامهریزی است و از عمل کردن غافل است یا مقدار عملش بسیار کم است، به مرور فاصله بین علم و عمل، موجب احساس ناتوانی و درنتیجه اهمالکاری در او میشود.
یادتان باشد!
۲.کار را آسان کنید، فرار ممنوع.
همانطور که قبلا گفته شد، دشواری کار میتواند سبب اهمالکاری شود. بنابراین، بهتر است کارهایی که برایتان مقداری سخت است را با تمرین برای خود سادهتر نمایید. از قدیم گفتهاند:
«کار نیکو کردن از پر کردن است.»
هیچگاه با فرار از کار، نمیتوان به توانمندی در آن کار دست یافت. آسانیِ کار را در تمرین و انجام مکرّر آن باید دنبال کرد؛ به عنوان نمونه، برای عدهای از دانشجویان و طلاب نوشتن پایاننامه و مقاله خیلی دشوار مینماید. این افراد ممکن است، ساعتها سخن بگویند اما در نوشتن یک صفحه مطلب، خود را عاجز میدانند. طبیعتا برای ما نوشتن سختتر از سخنگفتن است اما با دوری از نوشتن کارمان پیش نخواهد رفت. با نشستن و «چه کنم؟ چه کنم؟»، نویسنده نخواهیم شد؛ بلکه برای تقویت مهارت نوشتن، لازم است تمرین داشته باشیم؛ مثلا میتوانیم مقداری از ارتباطات کلامی خود را کم کرده و به ارتباطات نوشتاری تبدیل کنیم. اگر شما هم جزو افرادی هستید که نوشتن مقاله برایتان سخت است، مدتی گفتگوهای عادی و روابط معمولی خود را با نوشتن نامه یا پیامهای نوشتاری پیش ببرید. کاستن از روابط گفتاری و افزایش روابط نوشتاری میتواند حسّ شما را نسبت به نوشتن عوض کند، ترس شما را بریزد و نوشتن برای سیستم روانی شما آسانتر کند. به مرور، نوشتن مطالب علمی نیز برای شما آسانتر خواهد بود.
۳.مانند افراد با اراده و با پشتکار رفتار کنید.
اگر عزم و اراده بالایی ندارد، اشکال ندارد، سعی کنید مانند آدمهای با عزم و اراده رفتار کنید. ما افکار و احساسات شما را نمیبینیم، رفتارهای شما را میبینیم، بنابراین مهم رفتارهای شما است.
تمرین کنید!
افراد موفق و با اراده چطور رفتار میکنند؟ چطورهدفشان را رها نمیکنند؟
گرچه برایتان سخت باشد، اما مدتی ادای آنها را در بیاورید.
ظاهر و باطن انسان، بیارتباط با یکدیگر نیستند؛ همانگونه که استراحت و خواب باعث آرامش روانی میشود، اعمال باعث کمال درون و باطن میگردد. رفتار ما در ویژگیهای شخصیتی و شاکله ما اثر میگذارد.
اگر عزم و اراده را دوست دارید، یک راه این است که، مانند آدمهای با عزم و اراده رفتار کنید؛ مثلا، محکم و استوار گام بردارید؛ محکم دست بدهید؛ شُل حرف نزنید؛ به ورزش بپردازید.
۴.لذتطلبی را کاهش دهید.
برخی کارها انجامش لذتبخش است، اما دستهی دیگری از کارها، گرچه انجام آنها لذتبخش نباشد ولی در نتیجه، تسلّطبخش هستند.
کارهایی مثل تماشای فیلم سینمایی، غذا خوردن، خوابیدن، تفریح و میهمانی لذتهای آنی دارد که در لحظهی انجام آنها بلافاصله احساس میشود. در مقابل، اموری مثل کار کردن و انجام تکالیف، گرچه انجام آن لذت چندانی ندارد اما نتایجش لذتبخش و تسلّطآفرین خواهد بود. در این موارد، اگر مستقیماً از خود کار لذت نمیبریم، اما به واسطهی آن، به نتایج لذتبخشی دست خواهیم یافت. به طور مثال، شاید دانشجو در دوره کارشناسی ارشد از خواندن دروس، انجام تکالیف و ارائه مقالات لذت نبرد، اما میداند که پس از فارغالتحصیلی، میتواند به شغل مناسبی دست پیدا کند و با درآمد آن خانه و امکانات مناسبی تهیه کند، آن تکالیف را انجام میدهد. معمولا، امور تسلّطبخش لذتهای عمیقتر و طولانیتری در پی خواهند داشت.
بنابراین، از کارهای لذتبخش بکاهید و بر کارهای تسلّطبخش بیفزایید. هنگامی که در راستای هدفتان تلاش میکنید، در مقابل وسوسهها مقاومت کنید و به پیامدها و آثار بلند مدت کارها توجه کنید.
۵. کار را شروع کنید.
یکی از حیطههای اهمالکاری، تعلّل ورزیدن در شروع کار است. افراد اهمالکار به بهانههای مختلفی کار را شروع نمیکنند.
از خودتان سؤال کنید.
چرا شروع کار را به تأخیر انداختهاید؟
آیا احساس میکنید انرژی و انگیزه کافی برای شروع کار ندارید؟
آیا احساس میکنید که کار مشکلی است و آمادگی کافی برای شروع کار ندارید؟
آیا دچار شک و تردید هستید و در تصمیمگیری مشکل دارید و نمیتوانید انتخاب کنید؟
افراد موفق و ناموفق، هر دو دچار احساس کسالت میشوند، افراد ناموفق تلاش میکنند نشاط و انگیزهشان افزایش یابد تا کار را شروع کنند، اما افراد موفق کار را شروع میکنند و به مرور نشاط و انگیزه نیز میآید. هنگامی که کاری را شروع کنید، به مرور انگیزه و نشاط شما افزایش مییابد.
شروعِ کار سخت است، اما آسانی به مرور حاصل میشود. پس، حرکت را آغاز کنید، خواهید دید که به مرور کارتان روی ریل قرار میگیرد و مسیرها برایتان هموار میشود.
سختی و آسانی پابه پای هم رخ میدهند. «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ پس [بدان که] با دشواری، آسانی است. * آری، با دشواری، آسانی است.» با یک آمادگی نسبی و اولیه کار را آغاز نمایید. معطّل کسب آمادگیهای لازم نمانید، زیرا شما میتوانید امکانات و آمادگیهای لازم را به مرور کسب کنید.
اگر انتخاب از بین گزینههای موجود برایتان سخت شده و نمیتوانید تصمیم نهایی خود را بگیرید؛ توصیه میکنیم، بهترین گزینهی احتمالی را انتخاب کنید. منتظر گزینههای جدید و مطمئن نمانید. همچنین تلاش نکنید تا در مورد یک گزینه به یقین صد در صدی برسید. وقتی احتمال موفقیت در یک گزینه بیشتر از بقیه گزینهها است، آن را برگزینید و فرصت را از دست ندهید.
۶.امروز بهترین روز برای شروع است.
خیلی اوقات ما منتظر فردا هستیم تا کار را شروع کنیم. فردا را رها کنید؛ امروز همان فردایی است که دیروز منتظر رسیدن آن بودهایم. منتظر نمانید تا سرآغاز مناسبی از راه برسد، نقطهی آغاز را شما میسازید.
۷. پشتکار داشته باشید
بسیاری از افراد فکر و ایدههای خوب دارند، اما لزوما افراد موفقی نیستند. بسیاری از افراد استعدادهای سرشاری دارند، اما لزوما افراد موفقی نیستند. حتی انسانهای دارایِ هوش بالا، لزوما آدمهای موفقی نیستند. افرادی طعم موفقیت را میچشند که کار را تا پایان پیگیری میکنند و در میانهی راه خسته نمیشوند. افراد موفق پشتکار را یک شرط اساسی در موفقیت میدانند. ایدههای خوب، استعداد سرشار و هوش زیاد، در صورتی موفقیت را رقم میزند، که به پشتکار و همت ضمیمه شود.
پشتکار بدین معنا است که انسان در مقابله با موانع به آسانی کوتاه نیاید و در هنگام کسالت و بیحوصلگی، دست از تلاش برندارد. افراد دارای پشتکار، در مقابلِ کارهای لذّتبخش مقاومت میکنند، آنها را محدود کرده و اجازه نمیدهند این امور، زنجیرهی تلاش آنها را قطع کند.
خداوند برای استقامت و مداومت جایگاه ویژهای قائل شده است. از این رو، وقتی میخواهد رسولان برگزیده خود را توصیف نماید، میفرماید: «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ؛ پس همانگونه که پیامبرانِ نستوه، صبر کردند، صبر کن.» خداوند برکات خاص و توفیقات را به کسانی عنایت میکند که اهل استقامت و پشتکار باشند. وقتی میدانید کاری که انتخاب کردهاید در مسیر رضای الهی است و شما را به سوی او نزدیک میکند، ثبات قدم داشته باشید و تا انتها ادامه دهید.
برنامههایی که شروع میکنید اما به اتمام نمیرسانید، برای شما فشار روانی ایجاد میکند. برای تمام کردن برنامههایتان همّت به خرج دهید. پروندههای باز به مرورِ زمان مزمن شده و از شما انرژی میگیرند. امیر بیان به نیکوترین بیان فرموده است: «قَلیلٌ تَدومُ عَلَیهِ ، أرجی مِن کَثیرٍمَملولٍ مِنهُ؛ کار اندک (کوچکی) که بر آن مداومت ورزی، از عمل بسیار که از آن خسته شوی امیدوارکنندهتر است».
یادتان باشد، پشتکار یک مهارت است و با نشستن، فکر کردن و ریشهیابی ایجاد نمیشود. پشتکار یعنی «برخیزید، تلاش کنید و پشت کار را بگیرید تا تمامش کنید».
امام علی علیهالسلام در حدیثی دیگر چنین فرموده است: «اَلْمُدَاوَمَةَ اَلْمُدَاوَمَةَ، فَإِنَّ اَللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِعَمَلِ اَلْمُؤْمِنِینَ غَایَةً إِلاَّ اَلْمَوْتَ؛ در کار پیگیر باشید، زیرا خداوند برای کار مؤمنان پایانی جز مرگ قرار نداده است.»
۸. مقداری یکدنده باشید
در ادامهی راهکار قبل، توصیه میکنیم مقداری یک دنده باشید. اگر تصمیمی گرفتید، تا آخر آن را دنبال کنید. در کارها دمدمی مزاج نباشید و از این شاخه به آن شاخه نروید. پروژههای ناتمام کسی را موفق نکرده است. یک پروژهی تمام بهتر از صد برنامهی ناتمام است. تا برنامهای را به نقطهی قابل قبولی نرسانید، قابل بهرهبرداری نیست و فایدهی آن به شما نمیرسد؛ به عنوان نمونه، اگر دورهی زبان انگلیسی مهمّ است و آن را شروع کردهاید، تا پایان ادامه دهید. با اتمام این دوره، میتوانید با ترجمه متون، نفعی برسانید، درآمدی کسب کنید، با درآمدتان سرمایهگذاری کنید و به پیشرفت ادامه دهید. حال اگر دورههای مختلف زبان انگلیسی، عربی، فرانسه و اسپانیولی را شرکت کنید و هیچ یک را به نقطهی مطلوبی نرسانید، فایدهی قابل توجهی برایتان نخواهد داشت. خیلی وقتها کارهای ناتمام را چنین توجیه میکنیم که، وقتی این کار را شروع کردم مهم بود و فایده داشت، اما الان دیگر فایده ندارد یا الآن کار مهمتری یا گزینه بهتری به وجود آمده است. یک بار دیگر استدلالهایتان در هنگامی که این کار را شروع کردید، مرور کنید؛ خواهید دید که این کارها هنوز هم اهمیت دارند.
امام علی علیهالسلام در حدیثی به یکی از اسباب محرومیت از موفقیت، چنین اشاره کرده است: «مِنْ سَبَبِ اَلْحِرْمَانِ اَلتَّوَانِی؛ یکی از عوامل محرومیت، سستی (در کار) است.» پس با سستی مقابله کنید.
در اهداف ثبات داشته باشید و در جزئیات برنامهها و روشها انعطافپذیر باشید. به کاری که شروع کردهاید، ایمان داشته باشید و تا پایان آن را ادامه دهید. شک و تردید نسبت به هدف و برنامه موجب سستی و کاهش پشتکار و در نتیجه عدم موفقیت میشود.
فایلهای باز و کارهای ناتمام، در ذهن ما دارای پروندههای باز هستند، مدام مرور میشوند و باعث اتلاف انرژی روانشناختی ما میگردند؛ مثل میز بههمریختهای که پوشههای باز زیادی روی آن تلمبار شده است، ذهن ما نیز، وقتی شلوغ باشد، انرژی زیادی از ما میگیرد و در پیِ آن، دچار کسالت و بیحوصلگی میشویم. بنابراین، تا پروندههای موجود را مختومه نکردهاید، به سمت پروندهی جدیدی نروید. این کار کمک میکند، برگههای طلایی دفترچه خاطراتمان زیاد شود؛ در حالیکه پروژههای ناتمام برگههای خاکستری رنگی هستند که فضای خاطرات ما را اشغال کردهاند و انرژی و حسّ مثبتی برای ما ندارند.
۹. ساختار و نظم بیرونی را تقویت کنید.
اگر برایتان سخت است به برنامههایتان متعهد باشید، نظمی در محیط یا ساختار بیرونی خود پدید آورید. به نظر میرسد، نظم در محیط و ساختار بیرونی میتواند نظم درونی فرد را افزایش داده و از آشفتگی درونی او بکاهد. مناسب است در قالب تعهد به سازمان، تکالیف خود را دنبال کنیم.
۱۰. منظم بودن را تمرین کنید.
تمرین نظم را از تعهدهای کوچک شروع کنیم؛ مثلا با خودمان قرار بگذاریم هر روز عصر، اتاقمان را منظم کنیم. هر شب مسواک بزنیم. از دهانهی بطری آب ننوشیم؛ بلکه آب را در لیوان بریزیم و بنوشیم. از این تعهداتِ به ظاهر ساده شروع کنید و به تدریج نظمی به زندگی خود بدهید.
هنگامی که خُلق ما منفی است، بیشتر احتمال دارد کارهایمان را رها کنیم. در این شرایط، افرادی که در ساختار منظمی قرار دارند، بهتر مدیریت میشوند؛ به عنوان نمونه، فردی که کارمند آموزش و پرورش است و قانون کار او اقتضاء میکند، هر روز از ساعت ۷ تا ۱۴ در محلّ کارش حاضر باشد، و در صورت تأخیر جریمه میشود؛ این فرد وقتی در یک روز دُچار خُلق منفی است، به آسانی دست از کار نمیکشد. شاید در محیط کار بازدهی او چند درصد کمتر از روز قبل باشد، اما نمیتواند وظایفش را عقب بیندازد. نکتهی جالب توجه آن است که همین نظم ساختاری (در صورتی که معقول و متعارف باشد)، تعهد درونی فرد را افزایش و آشفتگی وی را کاهش میدهد.
اگر میبینید در حال حاضر خودتان قدرت نظم بخشیدن به امورتان را ندارید، میتوانید در سازمانی همراستا با اهدافتان عضو شوید و تحت برنامه سازمان قرار گیرید. علاوه بر این، میتوانید با یک دوست خود قرار بگذارید و برنامهای را با هم پیش ببرید. با این کار، در راستای حفظ رابطه با دوستتان و جلب همراهی و همکاری او هم شده، همت بیشتری در اجرای برنامهها به خرج خواهید داد.
منبع: کتاب رهایی از اهمال کاری، ص ۴۴-۳۸










نظر شما